کاربر گرامی ســلام : برای شادی روح جوان سفر کرده (نعمت رحیـــم زاده) صلواتی عنایت بفرماtext describing the image ♣♣♣ شـوار بـی شفــق ♣♣♣ - فراموشى باران

زمستان که از راه می رسد
یاد گرمى دستان تو می افتم.

نیستى تا ببینى
چقدر بى تو سردم

چقدر پر از دردم

اجاق شعرم کور است
و لبخند شبانه ام تلخ

کلبه ى خیالم پر از اندوه
و کشتزار غزلم خشکیده


خورشید از پشت کوه ذوقم طلوع نمى کند .

درختان باغ سپیدم خشکیده اند و چشمه ى اشکم بى آ ب.

یلدا که آ مد

یاد گیسوان سیاه بلندت افتادم که چه شاعرانه به مواجى آ بشار بر شانه هایت ریخته بود.

تو که بودى یلدا نه تاریک بود نه بلند .

تو که بودى همه جا مهتاب بود و ستاره باران .

بى تو ستاره ها کوچیدند و باران هم به فراموشى سپرده شد.

یلدا چه زود آ مدى و چه زود رفتى....

                                                           «  استاد جلال کوهی »




طبقه بندی: نُکتــــــه هــــا و نظـــــرها،
برچسب ها: فراموشى باران،

تاریخ : چهارشنبه 2 دی 1394 | 11:44 ق.ظ | نویسنده : نبی رحیم زاده | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.
<